و یاسمین در جواب من گفت بابا جون آخه کتاب داستان پایه نداره که بایسته .
بعد من گفتم اگه صندلی زرد تو رها کنم میفته یا نه ،دخترم گفت نه نمیفته . و بعد این موضوع را هم آزمایش کردیم .از او پرسیدم چرا با اینکه صندلیت پایه داشت باز افتاد .اینجا یاسمین به من گفت : آخه بابا جون صندلی من پایش کوتاهه و البته این بحث فیزیکی بین من و یاسمین ادامه داشت.
